السيد الطباطبائي

71

مجموعه رسائل ( فارسى )

محدودى ، صنع و پديدهء توست . خطبه‌هاى امام على عليه السلام و امام رضا عليه السلام و سخنان ديگر امامان عليهم السلام سرشار از اين معناست . و روشن و آشكار است كه خود صفت داشتن يك‌نوع « تحديد » و « تقييد » و موجب « تعين يافتن » و محدوديت است و خود مفهوم دريافت مىشود پس اين را فهم كن ! و در كتاب توحيد به‌طور مُسْنَد از عبدالأعلى از امام صادق عليه السلام چنين روايت شده است كه حضرت فرمود : تُسَمّى بِأسْمائِه فَهُوَ غيرُ أسمائِه وأَسْماؤُهُ غيرهُ ، وَ الْموصوف غير الْوَصْفِ ؛ خداوند به نام‌هايش ( اسماء حُسنايش ) ناميده مىشود ولى او غير از نام‌هايش و نام‌هايش غير از او مىباشند و موصوف غير از صفت است . اين‌كه حضرت فرمود : موصوف غير از صفت است اشاره به اين نكته است كه مقصود از غيريت ، آن‌گونه غيريتى است كه مفهوم صفت كه مصداقاً محدوديت آور است مستلزم آن است نه اين‌كه الفاظى كه براى نام‌هاى خدا تعيين شده غير از خداوند سبحان هستند كه اين مطلبى واضح و آشكار است . و از همين باب است كه در روايت پيرامون معناى « أللَّه أكبر » گفته شده است كه « أللَّه أكبر » يعنى خدا بزرگ‌تر از آن است كه وصف شود و به وصف در آيد ( يا در وصف بگنجد ) . اين روايت را مرحوم شيخ صدوق رحمه الله در كتاب معانىالاخبار به دو طريق روايتى نقل كرده است . و نيز در كتاب كافى و توحيد از ابراهيم بن عمر از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمود : إنّ اللَّه تبارك و تعالى خَلقَ أسماءً بالحروفِ غير متصوّتٍ ، و باللفظ غير مُنطقٍ ، وبالشخص غير مجسّدٍ ، و بالتشبيه غير موصوفٍ ، و باللون غير مصبوغٍ ، منفى عنه الأقطار ، مبعد عنه الحدود ، محجوب عنه حسّ كلّ متوهّم ، متسترّ غير